الشيخ حسين المظاهري
388
جهاد با نفس (فارسى)
حال كافر مىگويد خدا ؛ مرتد باشد مىگويد خدا ؛ لذا سفينهاى كه از طرف شوروىها به فضا رفت آنجا خراب شد ، مناجات در آنجا شروع شد ، مناجات خدا خدا آنجا شروع شد . همانهايى كه موقع برگشتن مىگفتند در آنجا خدايى نديديم اما دروغ مىگفتند خدا را ديدند . اتفاقاً از ادله توحيد يكى همين دليل فطرت است كه بهترين دليلهاست كه انسان در بنبستها يك وقت به اينجا مىرسد كه ديگر هيچ پناه ندارد ، وقتى كه هيچ پناه نداشت خدا را درك مىكند ، مىيابد ؟ ؟ را نظير آدم تشنه كه مىيابد تشنگى را ، مىبيند خدا را . دعا يك حالتى به انسان مىدهد كه هميشه براى او اين حال انقطاع هست ، يعنى اين حال انقطاع هست يعنى به كسى و به چيزى دلبستگى ندارد جز به خدا . جز خدا در اين عالم سببى نمىبيند . ديدهاى خواهم سبب سوراخ كن * تا سبب را بركند از بيخ و بن به جايى برسد كه خدا را درك كند « رب المشرق و المغرب لا إله الا هو فاتخذه وكيلا » « 1 » كه به اين توحيد افعالى مىگويند . بالاخره اين حال انقطاع كه اسمش را توحيد افعالى مىگذاريم اين است كه يك دفعه انسان به اين جا مىرسد كه فقط خدا حاكم بر دل اوست . ديگر طاغوتها ، شيطانها ، تخيلها ، جلوهها ، توهمها و صفات رذيله
--> ( 1 ) . سوره المزمل - آيه 9 .